سپهرسپهر، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

mahe asemoon

بعد ۵سال برگشتم

عشق مامانی الان که دارم اینو مینویسم ۱۲سال و ۱۱روزته ..ماشالله واسه خودت مردی شدی♥️♥️♥️خودت میدونی که ۱۱ماهه بابابزرگ رو از دست دادم و نابودم الان خیلی دلم میخود پشت هم بنویسم از دردام از اینکه پدر قشنگمو نمیبینم ولی نمیخوام بزرگ شدی و اینارو میخونی ناراحت شی🙂
15 مرداد 1403

دوباره برگشتم

وای عشق مامان امشب وقتی ازم خواستی خاطرات بچگیت رو بگم دقیقا چیزی یادم نمیومد یهو یاد وبلاگی که برات ساخته بودم افتادم و بسختی تونستم رمز ورود و....پیدا کنم و خیلی خیلی خوشحالم که بعد چندسال دوباره وبلاگت رو فعال کردم و دیدم چقدررررررر لذت بردی برات میخوندم...چقدر برای من و بابا میلاد لذت بخش بود خوندن خاطرات بچگیت😃😃😃😃😘و اینکه باید بگم هزاران هزار اتفاق خوب و البته ی کوچولو بد افتاد که مهمتریناشو برات اینجا میزارم😘😘😘😘😘😘😘🤗
18 مهر 1398

عاشقانه های مادر

خنده های تو کودکی ام را به من می بخشد و اغوش تو ارامشی بهشتی و دست های تو ....... اعتمادی که به انسان دارم ..چقدر از نداشتنت می ترسم.. چقدر از نداشتنت می ترسم ...
24 آبان 1392

سپهر خیلی شیطون شده

وروجک مامانی خیلی خیلی شیطون شدی.. از دیوار صاف بالا میری...عزیزم بالاخره دندون اسیابت دراومد ...این دندون خیلی اذیتت کرد و دوباره ابریزش شدید پیدا کردی... عزیزمامانی عاشق مبل قرمزی هستی که دایی جون برای تولدت هدیه اورد همش وقت  غذا میری روش میشینی یا وامیستی ماهیهای اکواریم رو میبینی ...یاد گرفتی میگی مامان و همش ورد زبونته و من عاشق مامان گفتنت هستم...تلویزیون و برنامه هاشو خصوصا برنامه کودک رو دوست داری و با دیدن بعضی از صحنه ها اخم میکنی...یاد گرفتن کارهایی که ما انجام میدیم خیلی جالبه مثلا ساز دهنی زدن..پا تو کفش کردن و راه بردن..انگشتمون رو می گیری و میخوای ماروببری تا چیزی نشونموم بدی.. مامانی کلماتی ک...
24 آبان 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به mahe asemoon می باشد